دیکشنری فارسی

vespid

معنی فارسی

زنبور درشت و سرخ.

معنی کامل و مثال‌ها

/ves´pid/n., adj.

● (جانورشناسی) زنبور، منج، منجک (تیره‌ی Vespidae از زنبورهای بی‌عسل و گزنده)، زنبورسان، وابسته به زنبوردان

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'vespa' meaning wasp.

مثال

  • The Vespid is known for its painful sting.
  • Vespids can be found all over the world.
  • Some Vespids are solitary, while others live in colonies.

ترکیب‌های رایج

Vespid species Vespid sting Vespid colony

تعریف انگلیسی

noun
  1. mostly social nest-building wasps

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن