vet (1)
معنی کامل و مثالها
/vet/n., vi., vt.
● مخفف: veterinarian
● (عامیانه - جانور را) درمان کردن
● بیطاری کردن، دامپزشکی کردن
● (دقیقا) بررسی کردن، رسیدگی کردن، سنجیدن
/vet/n., vi., vt.
● مخفف: veterinarian
● (عامیانه - جانور را) درمان کردن
● بیطاری کردن، دامپزشکی کردن
● (دقیقا) بررسی کردن، رسیدگی کردن، سنجیدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن