vice cunsol معنی فارسی نايب کنسول واژههای دیگر با معنی «نايب کنسول» consular agent کنسول، نايب کنسول، قائم مقام کنسول (در محلهايي که کنسول procousul قائم مقام کنسول، نايب کنسول proconsul فرماندار رومي، فرمانداريکي از مستملکات، نايب کنسول