vice-chairman
معنی فارسی
ناب رئيس
معنی کامل و مثالها
/vīs´cher´mǝn/n.,pl.
● معاون رییس، یارسالار، دستیار فرنشین، فرنشینیار
ناب رئيس
/vīs´cher´mǝn/n.,pl.
● معاون رییس، یارسالار، دستیار فرنشین، فرنشینیار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن