دیکشنری فارسی

vice-president

معنی فارسی

نايب رئيس

معنی کامل و مثال‌ها

/vīs´prez´ǝ dǝnt/n.

● معاون رییس جمهور، مردم‌سالاریار

● (V و P بزرگ) معاون رییس جمهور امریکا

● (در شرکت‌ها و موسسات و غیره) معاون رئیس، فرنشین‌یار، فریار

واژه‌های دیگر با معنی «نايب رئيس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن