vicegerency معنی فارسی نيابت جانشيني خلافت معنی کامل و مثالها /vīs´jir´ǝn sē/n., pl.● مقام یا قلمرو نایبالسلطنه واژههای دیگر با معنی «نيابت» rogatory commission نيابت قضائي، موضوعي را از محکمه اي به دادگاه ديگر، احاله کردن viceroyalty نيابت سلطنت، مدت نيابت سلطنت، قلمرو نايب السلطنه viceroyship نيابت سلطنت، مدت نيابت سلطنت. viceregal مربوط به نيابت سلطنت viceroyal مربوط به نيابت سلطنت rogatory letters نامه محتوي تفويض نيابت قضايي letters rogatory نامه مشعر بر تقاضاي نيابت قضايي princess regent شاهزاده خانمي که نيابت سلطنت راعهده دارباشد، زن شاهزاده بايب السلطنه vicariousness جانشيني، نيابت، خود را به جاي ديگري گذاشتن vice presidency نايب رئيسي، نيابت