دیکشنری فارسی

vicenary

معنی فارسی

وابسته به بيست، بيستتايي، بيستي،

بيستعددي

برحسب يا مبناي عدد بيست

معنی کامل و مثال‌ها

/vis´ǝ ner´ē/adj.

● وابسته به بیست، بیست‌تایی، بیستی، بیست‌عددی

● برحسب یا مبنای عدد بیست

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'vīcēnārius', from 'vīcēnī' 'twenty each'.

مثال

  • The vicenary system is used in some cultures.
  • He was fascinated by the vicenary structure of the language.
  • The vicenary celebration was a grand affair.

ترکیب‌های رایج

Vicenary system Vicenary structure Vicenary code

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or based on 20

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به بيست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن