vid معنی فارسی ببين، رجوع شود به ، چشم و هم چشمي، رقابت کردن واژههای دیگر با معنی «ببين» vide ببين، نگاه کن IA ببين !، بنگر !، آه ! look here نگاه کن، ببين ecce بنگر !، ببين! beheld ديده، مشاهده کرده، نظاره کرده lo هان، اينک، اهاي