دیکشنری فارسی

villain

UKvilən US'vılən

معنی فارسی

ناکس آدم پست تبه کار شرير بد ذات پست

معنی کامل و مثال‌ها

/vil´ǝn/n.

ناکس، سفله، آدم شرور، رذل، بی‌شرف

(رمان‌ها و غیره) آدم بد (در برابر قهرمان داستان)

رجوع شود به: villein

(مهجور) بی‌ادب، بی‌نزاکت

عامل بد، مایه‌ی شر و فساد و غیره

ozone is considered to be the chief villain in this process

ازن عمده‌ترین عامل مضر در این فرآیند محسوب می‌شود.

* the villain of the piece

مایه‌ی صد من شیر، باعث همه‌ی دردسرها، گناهکار اصلی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a wicked or evil person; someone who does evil deliberately
  2. the principal bad character in a film or work of fiction

مترادف‌ها

noun
[Written also Villan.] Rascal, knave, scoundrel, rogue, scamp, reprobate, scapegrace, miscreant, caitiff, vile wretch.

واژه‌های دیگر با معنی «ناکس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن