دیکشنری فارسی

villainy

UKviləniː US(noun) ['vılənı

معنی فارسی

پستي بد ذاتي خباثت شرارت تبه کاري

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/n., pl.

شرارت، بدجنسی، فرومایگی

they justified every villainy in the name of patriotism

آنها هرگونه شرارت را تحت عنوان میهن پرستی توجیه می‌کردند.

رفتار شرورانه، بزهکاری

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of evil by virtue of villainous behavior
  2. a criminal or vicious act

واژه‌های دیگر با معنی «پستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن