دیکشنری فارسی

villainy

UKviləniː US(noun) ['vılənı

معنی فارسی

پستي بد ذاتي خباثت شرارت تبه کاري

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/n., pl.

● شرارت، بدجنسی، فرومایگی

they justified every villainy in the name of patriotism

آنها هرگونه شرارت را تحت عنوان میهن پرستی توجیه می‌کردند.

● رفتار شرورانه، بزهکاری

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of evil by virtue of villainous behavior
  2. a criminal or vicious act

واژه‌های دیگر با معنی «پستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن