vinculum
معنی فارسی
خط ترازي که بالاي چند جمله مي کشند
معنی کامل و مثالها
/viŋ´kyǝ lǝm/n., pl.
● بند، بست
● همبستگی، پیوند
● (کالبد شناسی) همبند، همپیوند
● (ریاضی) خط
مترادفها
noun
[Lat. plural Vincula.] Bond, tie, link, copula, connective, bond of union.