دیکشنری فارسی

vindicable

UKvindikəbl

معنی فارسی

حمايت کردني قابل دفاع ثابت کردني

معنی کامل و مثال‌ها

/vin´di kǝ bǝl/adj.

● توجیه‌پذیر، اثبات‌پذیر، قابل اثبات و توجیه

مترادف‌ها

adjective
Justifiable, warrantable, fit, defensible, right, proper.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن