virescent
معنی فارسی
سبز شونده
معنی کامل و مثالها
/-ǝnt/adj.
● سبز، سبزفام
● مایل به سبزی، نسبتا سبز
مترادفها
adjective
Greenish, slightly green, virides cent.
سبز شونده
/-ǝnt/adj.
● سبز، سبزفام
● مایل به سبزی، نسبتا سبز
adjective
Greenish, slightly green, virides cent.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن