دیکشنری فارسی

virginal (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/-jǝ nǝl/adj.

● وابسته به یا برازنده‌ی باکره‌ها، دوشیزه‌وار، درخور دوشیزه‌ها

● در حالت باکرگی، باکره

● پاک، دست‌نخورده، عفیف

● (جانورشناسی) بارور نشده، لقاح نشده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن