دیکشنری فارسی

visceral

US'vısərəl

معنی فارسی

احشائي اندرونه اي اندروني

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝl/adj.

● وابسته به امعا و احشا، اندرونه‌ای، احشایی، آگنه‌ای

● فطری، غریزی، ویری، سرشتی

a visceral reaction

واکنش فطری

● از ته دل، با تمام وجود، درونی

intense visceral delight

لذت شدید درونی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or affecting the viscera “visceral bleeding” “a splanchnic nerve” “Pertains to noun: viscera”
  2. obtained through intuition rather than from reasoning or observation

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن