visitable
UKvizitəbl
معنی فارسی
ديدار پذير ديدني. سزاوار ديدار مورد بازبيني مورد بررسي
معنی کامل و مثالها
/-ǝ bǝl/adj.
● قابل ملاقات، دیدارپذیر
● سزاوار دیدار، دیدنی
● مورد بازبینی، مورد بررسی
مترادفها
adjective
Subject to be visited (in order to be inspected), liable to be inspected.