دیکشنری فارسی

visitable

UKvizitəbl

معنی فارسی

ديدار پذير ديدني. سزاوار ديدار مورد بازبيني مورد بررسي

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ bǝl/adj.

● قابل ملاقات، دیدارپذیر

● سزاوار دیدار، دیدنی

● مورد بازبینی، مورد بررسی

مترادف‌ها

adjective
Subject to be visited (in order to be inspected), liable to be inspected.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن