دیکشنری فارسی

visitatorial

معنی فارسی

مبني بر سرکشي

معنی کامل و مثال‌ها

/viz´i tǝ tôr´ē ǝl/adj.

وابسته به بازدید یا ملاقات، بازدیدی، ملاقاتی (visitorial هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «مبني بر سرکشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن