visitor
UKvizitər
US'vızətə
معنی فارسی
ديدني کننده مهمان بازرس دانشکده زائر زيارت کننده
معنی کامل و مثالها
/viz´it ǝr/n.
● بازدید کننده، ویزیتور، ملاقات کننده، دیدارگر
● عیادت کننده، احوالپرس
تعریف انگلیسی
noun
- someone who visits
مترادفها
noun
1. Guest.
2. Inspector, examiner, censor, critic.