دیکشنری فارسی

visitor

UKvizitər US'vızətə

معنی فارسی

ديدني کننده مهمان بازرس دانشکده زائر زيارت کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/viz´it ǝr/n.

● بازدید کننده، ویزیتور، ملاقات کننده، دیدارگر

● عیادت کننده، احوالپرس

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who visits

مترادف‌ها

noun
1. Guest.
2. Inspector, examiner, censor, critic.

واژه‌های دیگر با معنی «ديدني کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن