vitellus معنی فارسی زرده تخم مرغ معنی کامل و مثالها /-ǝs/n.● زردهی تخممرغ واژههای دیگر با معنی «زرده تخم مرغ» vitelline زرده تخم مرغ، مربوط به زرده تخم مرغ، زرده تخم مرغي yolk زرده تخم مرغ، زرده روغن پشم، (زيست شناسي) محتويات نطفه deutoplasm زرده تخم مرغ، زرده Newburg همراه با سس کره و زرده ي تخم مرغ و شراب، شري panada نان در شير جوشانده که زرده تخم مرغ يا چيز، هاي ديگر نيزبان بزنند panade نان جوشانده در شير با زرده تخم مرغ و غيره، نان شير مال. mayonnaise چاشني اي که از زرده تخم مرغ و روغن زيتون و، پاره اي چيزهاي ديگر درست کنند lecitho- پيشونديست که بر ارتباط با زرده تخم مرغ يا تخمک دلالت، ميکند. vitellin ويتلين : ماده بياض البيضي، زرده تخم مرغ nogg ميخ بزرگ چوبي، زرده تخم مرغ که بامشروب مخلوط شده، باشد