دیکشنری فارسی

vitiable

معنی فارسی

ناقص کردني معيوب کردني

معنی کامل و مثال‌ها

/vish´ē ǝ bǝl/adj.

● ناقص کردنی، معیوب کردنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن