دیکشنری فارسی

vitreous body (or humor)

معنی کامل و مثال‌ها

● (کالبدشناسی) زجاجیه، جامینه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن