viz UKviz معنی فارسی مختصر واژههای دیگر با معنی «مختصر» synoptic مختصر، کوتاه، خلاصه abstracted مختصر، خلاصه ا? از ?ک متن، مجزا abridged مختصر، خلاصه شده memo مختصر adumbration طرح مختصر، اشاره، کنايه abridge مختصر کردن، کوتاه کردن، کم کردن recapitulation دوره مختصر، تکرار رئوس مطالب، تکرار کاملي whiff باد (مختصر)، نفخه، بو tiffin ناهار مختصر، ناهار خوردن.، نهار خوردن headnote توضيح مختصر