vizierial معنی فارسی وزيري. واژههای دیگر با معنی «وزيري.» premiership نخست وزيري prime ministership نخست وزيري. ministries وزارت، وزيري، دستوري ministry وزارت، وزيري، دستوري octavo قطعي که از سه بار تاه زدن کاغذ پيدا شود، قطع نيم وزيري، قطع هشت برگي fools-cap کلاه قيفي، کلاه لوده ها، کاغذ بزرگ برگ ministerial وزارتي، وسيله ساز، کمک کننده