دیکشنری فارسی

vol.

معنی فارسی

= volume

حجم.

حجم خون، مقدار کلي خون بدن. .blood v

حجم گردش خون، مقدار خوني که از ششها گذر کرده و به

تمام اعضاء بدست مي رسد. .circulation v

حجم ذخيره بازدمي، حداکثر مقدار هوائي که مي توان با

نفس از ريه بيرون داد. .expiratory reserve v

حجم ذخيره دمي، حداکثر مقدار هوائي که مي توان وارد

ريه کرد. .inspiratory reserve v

حجم در دقيقه ، مقدار خونيکه در دقيقه از قلب مي گذرد يا

مقدار هوائي که در دقيقه تنفس مي شود.

.minute z

حجم گويچه هاي خون در يک نمونه خون سانتريفوژ شده .

.packed- cell v

حجم باقيمانده ، مقدار هوائي که پس از يک بازدم عميق در

ششها باقي مي ماند. .residual v

حجم ضربه اي، مقدار خونيکه در هر ضربان از قلب خارج

مي شود. .stroke v

حجم در جريان، مقدار هوائي که در هر نفس کشيدن وارد

شش شده و از آن خارج مي شود. .tidal v

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن