vol.
معنی فارسی
= volume
حجم.
حجم خون، مقدار کلي خون بدن. .blood v
حجم گردش خون، مقدار خوني که از ششها گذر کرده و به
تمام اعضاء بدست مي رسد. .circulation v
حجم ذخيره بازدمي، حداکثر مقدار هوائي که مي توان با
نفس از ريه بيرون داد. .expiratory reserve v
حجم ذخيره دمي، حداکثر مقدار هوائي که مي توان وارد
ريه کرد. .inspiratory reserve v
حجم در دقيقه ، مقدار خونيکه در دقيقه از قلب مي گذرد يا
مقدار هوائي که در دقيقه تنفس مي شود.
.minute z
حجم گويچه هاي خون در يک نمونه خون سانتريفوژ شده .
.packed- cell v
حجم باقيمانده ، مقدار هوائي که پس از يک بازدم عميق در
ششها باقي مي ماند. .residual v
حجم ضربه اي، مقدار خونيکه در هر ضربان از قلب خارج
مي شود. .stroke v
حجم در جريان، مقدار هوائي که در هر نفس کشيدن وارد
شش شده و از آن خارج مي شود. .tidal v