دیکشنری فارسی

voluntarily

UKvɔləntəriliː US'vɔlən'terəlı

معنی فارسی

داوطلبانه از روي ميل با اراده به طيب خاطر طوعاً

مترادف‌ها

adverb
Spontaneously, freely, of one's own accord.

واژه‌های دیگر با معنی «داوطلبانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن