دیکشنری فارسی

volute

معنی فارسی

پيچک طومار پيچيده طوماري

معنی کامل و مثال‌ها

/vǝ lōōt´/n., adj.

طومار پیچیده، پیچک

(معماری یونانی) سر ستون طوماری

(صدف یا کپه‌ی برخی جانداران) طرح مارپیچی روی صدف

دارای اندام پیچاپیچ

(جانورشناسی) والوت (حلزون تیره‌ی Volutidae بومی آب‌های گرمسیری آسیای شرقی)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. ornament consisting of a curve on a plane that winds around a center with an increasing distance from the center
  2. a structure consisting of something wound in a continuous series of loops “a coil of rope”

واژه‌های دیگر با معنی «پيچک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن