دیکشنری فارسی

volute

معنی فارسی

پيچک طومار پيچيده طوماري

معنی کامل و مثال‌ها

/vǝ lōōt´/n., adj.

● طومار پیچیده، پیچک

● (معماری یونانی) سر ستون طوماری

● (صدف یا کپه‌ی برخی جانداران) طرح مارپیچی روی صدف

● دارای اندام پیچاپیچ

● (جانورشناسی) والوت (حلزون تیره‌ی Volutidae بومی آب‌های گرمسیری آسیای شرقی)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. ornament consisting of a curve on a plane that winds around a center with an increasing distance from the center
  2. a structure consisting of something wound in a continuous series of loops “a coil of rope”
  3. in the shape of a coil

واژه‌های دیگر با معنی «پيچک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن