دیکشنری فارسی

vortical

معنی فارسی

گردابي حلقه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/vôr´ti kǝl/adj.

● وابسته به یا همانند گرداب یا گردباد، گردابی، گردبادی، گرداب‌مانند، گردبادمانند

● گردان، چرخان

مترادف‌ها

adjective
Whirling, turning.

واژه‌های دیگر با معنی «گردابي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن