دیکشنری فارسی

votable

معنی فارسی

راي دادني قابل راي

معنی کامل و مثال‌ها

/vōt´ǝ bǝl/adj.

● قابل رای‌گیری، رای‌پذیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن