vulcanian
معنی فارسی
وابسته به ولکان، ولکاني
وابسته به آهنکاري يا آهنگري
رجوع شود به volcanic
معنی کامل و مثالها
/vul kā´nē ǝn/adj.
● وابسته به ولکان، ولکانی
● (V کوچک) وابسته به آهنکاری یا آهنگری
● رجوع شود به: volcanic
● وابسته به انفجار آتشفشانی
وابسته به ولکان، ولکاني
وابسته به آهنکاري يا آهنگري
رجوع شود به volcanic
/vul kā´nē ǝn/adj.
● وابسته به ولکان، ولکانی
● (V کوچک) وابسته به آهنکاری یا آهنگری
● رجوع شود به: volcanic
● وابسته به انفجار آتشفشانی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن