دیکشنری فارسی

vulturine

معنی فارسی

کرکسي لاشخوري لاشخور صفت

معنی کامل و مثال‌ها

/-chǝr īn´/adj.

کرکس‌مانند، لاشخورصفت

مترادف‌ها

adjective
Rapacious, ravenous.

واژه‌های دیگر با معنی «کرکسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن