دیکشنری فارسی

waddle

US'wɔdəl

معنی فارسی

اردک وار راه رفتن ،

گام برداري کج و سنگين چون اردک

معنی کامل و مثال‌ها

/wäd´ǝl/n., vi.

(مثل مرغابی) راه رفتن، اردک‌وار راه رفتن، (هنگام راه رفتن) به طرفین خم شدن، بدقواره راه رفتن یا حرکت کردن، تاتی‌تاتی کردن

حرکت اردکی، گام‌های اردکی، تاتی‌تاتی

ریشه و کاربرد

Verb, Noun

To walk with short steps, swaying from side to side; a waddling walk.

ریشه

From Middle English 'wadel', of unknown origin.

مثال

  • The duck began to waddle away.
  • She watched the penguin's amusing waddle.
  • The toddler waddled across the room.

ترکیب‌های رایج

Waddle away Waddle around

مترادف‌ها

verb neuter
Toddle, tottle, waggle.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن