wade
معنی فارسی
به آب زدن ، به سختي رفتن ، پياده رفتن از ،
عبور پياده از آب و مانند آن
معنی کامل و مثالها
/wād/n., vi., vt.
● (از میان برف یا گل و لای یا آب یا علف بلند یا هر چیز مقاوم) رد شدن، (با زحمت یا شلپ شلپ) را ه رفتن، به آب زدن، از تنگاب رد شدن، رهروی کردن
we had to wade through knee-deep snow
مجبور بودیم از میان برفی که تا زانوهایمان میرسید رد شویم.
to wade a stream
پیاده از نهر رد شدن
● (مجازی) با زحمت کاری را انجام دادن
to wade through a dull novel
با زحمت یک رمان خسته کننده را خواندن
● (عامیانه- با: in یاinto) با عزم راسخ به کاری پرداختن، حمله کردن به
he waded into his morning mail
با عزمی راسخ شروع به خواندن نامههای صبحگاهی خود کرد.
ریشه و کاربرد
ریشه
From Middle English 'waden', from Old English 'wadan'.
مثال
- He had to wade the river to reach the other side.
- She took a wade in the shallow water.
- They decided to wade through the crowd.
ترکیبهای رایج
Wade through Wade in Wade into
تعریف انگلیسی
- walk (through relatively shallow water) “Can we wade across the river to the other side?” “Wade the pond” “Somebody ----s” “Somebody ----s something” “Somebody ----s PP” “These men wade across the river”
- English tennis player who won many women's singles titles (born in 1945)