waff (1)
معنی کامل و مثالها
/waf, wäf/n.
● (اسکاتلند و شمال انگلیس)
● حرکت دستان (مثلا هنگام علامت دادن)، اهتزاز
● وزش (باد و غیره)
/waf, wäf/n.
● (اسکاتلند و شمال انگلیس)
● حرکت دستان (مثلا هنگام علامت دادن)، اهتزاز
● وزش (باد و غیره)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن