waffle (2)
معنی کامل و مثالها
/wä´fǝl/vi.
● (انگلیس) پرت و پلا گفتن، چرت و پرت گفتن، کترهگویی کردن
he got drunk and waffled for hours
او مست کرد و ساعتها به یاوه گویی پرداخت.
● پرت و پلا، کتره، یاوه، چرت و پرت
● (امریکا - سخن یا عمل) مبهم، تردیدآمیز
● تردید داشتن، مرددانه حرف زدن، دودل بودن
he kept waffling and finding excuses not to sign the contract
او مرتب این دست و آن دست میکرد و دنبال بهانه میگشت که قرار داد را امضا نکند.