waftage معنی فارسی حمل، رسانش، به حرکت در آوري معنی کامل و مثالها /-ij/n.● (قدیمی) حمل، رسانش، به حرکت در آوری واژههای دیگر با معنی «حمل» Aries حمل، بره، صورت فلکي بره arietis حمل، بره، آريس forwarding حمل، بارفرستي unborn child حمل mode of transport روش حمل، نوع حمل و نقل movable قابل حمل، غير ثابت، ترابرپذير shipping agent شرکت حمل، موسسه حمل کالا، آژانس حمل transportation حمل ونقل، بارکشي، تبعيد transportable قابل حمل، بردني، قابل تبعيد portable قابل حمل، سبک، دستي