waiting time UKweitiŋtaim معنی فارسی زمان انتظار واژههای دیگر با معنی «زمان انتظار» wait time زمان انتظار cooling period زمان انتظار (در بازار)، زمان بازار خراب کن awaiting aircraft availability زمان تحت تعمير بودن هواپيما، زمان انتظار در خط تعمير