دیکشنری فارسی

waitress

UKweitris US'weıtrəs

معنی فارسی

پيشخدمت زن نديمه کلفت. پيشخدمتي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/wā´tris/n., vi.

● (رستوران وغیره - زن) پیشخدمت

● پیشخدمتی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a woman waiter
  2. serve as a waiter or waitress in a restaurant “I'm waiting on tables at Maxim's” “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «پيشخدمت زن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن