wale (1)
معنی کامل و مثالها
/wāl/n., vt.
● (برجستگی یا خطی که در اثر شلاق و غیره روی پوست بدن پدید می آید) تورم پوست، شیار پوست
● (پوست بدن را) شیار دار کردن، جای شلاق باقی گذاشتن
● (روی پارچه) برجستگی، ( مخمل کبریتی) نوار، راه راه
● (جوراب بافی ) راه
● (کشتی - معمولا جمع) هریک از چوبها یا تختههایی که از اطراف بدنهی کشتی آویزان می کنند (تا اثر برخورد بدنه با دیوارهی لنگرگاه را کم کند)
● (پارچه را) شیار دار کردن، کبریتی کردن، دارای طرح برجسته کردن، راه راه کردن