دیکشنری فارسی

walk-on

معنی کامل و مثال‌ها

/wôk´än´/n.

● (هنرپیشه‌ای که نقش فرعی دارد و روی صحنه حرف نمی‌زند) بازیگر فرعی، سیاهی لشگر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. plays a small part in a dramatic production
  2. not capable of or especially not involving speech or spoken lines “had a nonspeaking role in the play”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن