walleyed
UKwælid
معنی فارسی
چشم مات، انواع مختلف اردک ماهي.
چپ، لوچ، احول، کاژ
سپيد آمو
معنی کامل و مثالها
/-īd´/adj.
● (به ویژهاسب: دارای چشمی که قرنیه یا عنبیهی آن سفید است) سپید چشم، زال چشم
● (چشم) چپ، لوچ، احول، کاژ
● (پزشکی) سپید آمو
● (به ویژه برخی ماهیها) بزرگچشم، دارای چشمان بیرون زده
● دارای چشمان خیره یا دیوانه نما
ریشه و کاربرد
ریشه
From 'wall' + 'eye', referring to the appearance of the eyes which are often pale or have a glassy, staring appearance.
مثال
- The walleyed dog stared at us from the corner.
- His walleyed gaze was unsettling.
- The old man had a walleyed look.
ترکیبهای رایج
walleyed stare walleyed gaze walleyed look
تعریف انگلیسی
adjective
- having divergent strabismus