دیکشنری فارسی

walleyed

UKwælid

معنی فارسی

چشم مات، انواع مختلف اردک ماهي.

چپ، لوچ، احول، کاژ

سپيد آمو

معنی کامل و مثال‌ها

/-īd´/adj.

● (به ویژه‌اسب: دارای چشمی که قرنیه یا عنبیه‌ی آن سفید است) سپید چشم، زال چشم

● (چشم) چپ، لوچ، احول، کاژ

● (پزشکی) سپید آمو

● (به ویژه برخی ماهی‌ها) بزرگ‌چشم، دارای چشمان بیرون زده

● دارای چشمان خیره یا دیوانه نما

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'wall' + 'eye', referring to the appearance of the eyes which are often pale or have a glassy, staring appearance.

مثال

  • The walleyed dog stared at us from the corner.
  • His walleyed gaze was unsettling.
  • The old man had a walleyed look.

ترکیب‌های رایج

walleyed stare walleyed gaze walleyed look

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having divergent strabismus

واژه‌های دیگر با معنی «چشم مات»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن