دیکشنری فارسی

wan (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/wän/adj.

● (آدم) رنگ پریده

● رنجور، نحیف، ضعیف، بی حال، بی نا

a wan smile

لبخند بیمار گونه

● (مهجور) تیره، غم انگیز

● (نادر) رنگ‌پریده کردن یاشدن، بیمار گونه کردن یا شدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن