دیکشنری فارسی

war (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/wär/adj., adv.

● (اسکاتلند) رجوع شود به: worse

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن