دیکشنری فارسی

war game

معنی فارسی

اجراي بازي جنگ بازي جنگ کردن

معنی کامل و مثال‌ها

● رجوع شود به: kriegspiel

● (جمع) مانور نظامی، جنگ‌آزمون، جنگ بازی، جنگ ورزی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a simulation of a military operation intended to train military commanders or to demonstrate a situation or to test a proposed strategy

واژه‌های دیگر با معنی «اجراي بازي جنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن