دیکشنری فارسی

war hawk

معنی کامل و مثال‌ها

● (امریکا) جنگ گرای، هوادار ارتش قوی و ناسازگاری با رقیبان

تعریف انگلیسی

noun
  1. an advocate of an aggressive policy on foreign relations

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن