war horse
UKərhɔːs
معنی فارسی
اسب جنگي
معنی کامل و مثالها
● اسب جنگی
● (عامیانه- آدم) جنگ دیده، جنگ آزموده، گرگ باران دیده
● (عامیانه - نمایش یا کنسرت و غیره) تکراری و کهنه
مترادفها
noun
Charger.