دیکشنری فارسی

war-game

معنی کامل و مثال‌ها

/wôr´gām´/vt., vi.

● مانور نظامی دادن، جنگ‌ورزی کردن، در جنگ‌آزمون شرکت کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن