دیکشنری فارسی

warble (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/wôr´bǝl/n., vt., vi.

● (به ویژه پرنده) چهچه زدن

early in the morning when birds were warbling in the bushes

در صبح زود هنگامی که پرندگان در بته‌ها چهچه می‌زدند

● به صورت ترانه یا آواز بیان کردن

choirboys warbling the praises of God

گروه پسران آواز خوان که خدا را با ترنم تمجید می‌کردند

● (با کتابت) آواز خواندن

● چهچهه، آواز

our canary's warble

آواز قناری ما

● صدای چهچهه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن