دیکشنری فارسی

warder (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/wôrd´ǝr/n.

● (در دست شاهان و فرماندهان‌- در مراسم رسمی) عصای قدرت، گرز شاهی، چوبدستی ارتشی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن