ware (2)
معنی کامل و مثالها
/wer/adj., vt.
● (قدیمی)
● رجوع شود به: aware
● باخبر، مطلع، هشیار، مواظب، گوش بزنگ
● محتاط، دور نگر، با پروا
● (به ویژه شکار) پاییدن (و احتراز کردن)، مواظب بودن (برای اجتناب یا تعقیب)
ware hounds!
مواظب سگهای شکاری باشید!
ware rabbit!
(برای هشیار کردن سگ تازی) خرگوش!