دیکشنری فارسی

warmed-over

معنی کامل و مثال‌ها

/wôrmd´ō´vǝr/adj.

● (خوراک مانده) دوباره گرم کرده

warmed-over soup

آبگوشت دوباره گرم کرده

● تکراری، کهنه، تغییر نیافته، واخورده

warmed-over ideas

عقاید تکراری و واخورده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن